خرید بک لینک

آهسته می آمد ولی بی بال و پر 1
یک دست بر پهلو و دستی بر جگر بود

1 سرِ مهمانی اجباری اش بود
1 که می آمد عبایش روی سر بود

از بس میان کوچه ها افتاد بر خاک
روی لباسش رد پای هر گذر بود

با آه می افتاد و بر می خواست اما
آهش زمان راه رفتن بیشتر بود

وقتی 1 1 1 1
1 به زیر 1 1 و در بود

آری شبیه قصه آن کوچه تنگ
فرسنگها انگار خانه دورتر بود

بال پرش زخمی شد از بس دست و پا زد
هر جای حجره رد و پاهای جگر بود

سختی کشید اما چقدر آرام جان داد
آخر سرش بر رو پاهای پسر بود

باید که اهل کشف باشی بین روضه
باید میان روضه ها اهل نظر بود

وای از حسین از آن دمی که چشم وا کرد
پا روی زخم سینه اش پر دردسر بود

وای از دمی که رفت بالا خنجری کُند
وای از کسی که شاهدش با چشم تر بود

موسی علیمرادی

برچسب: نویسنده: علی جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 4 مهر 1401 ساعت: 14:46

صفحه بندی